العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

391

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

كبد و سپرز و ريه و قلب او در ميان طشت ريخته است . اين موضوع به نظر من بزرگ آمد . لذا گفتم : احدى نميتواند : اين بيمار را معالجه كند مگر آن عيسى كه مردگان را زنده ميكرد . شاپور به من گفت : راست ميگوئى . ولى تو در اين خانه باش تا وضع عيسى روشن گردد . من آن شب را نزد آنان بيتوته كردم . عيسى در همان حال بود و سر خود را بلند نكرد تا وقت سحر از دنيا در گذشت . موسى بن سريع ميگويد : يوحنا قبر امام حسين عليه السلام را زيارت ميكرد و بدين آن حضرت بود . سپس اسلام آورد و اسلامش نيكو شد . 11 - در كتاب : مناقب مينگارد : مسترشد موجودى حائر و كربلاى امام حسين را بتاراج برد و گفت : قبر احتياجى بخزانه و موزه ندارد . وى آن اموال را بين لشكر خود تقسيم كرد . موقعى كه براى جنگ خروج نمود خودش با پسرش : راشد كشته شدند . ابن بطه و نطنزى ( كه از اهل تسنن بشمار ميروند ) در كتابهاى خود از اعمش نقل ميكنند كه گفت : مردى روى قبر امام حسين عليه السلام قضاى حاجت كرد . بعدا آن مرد خبيث با اهل بيت خود دچار مرض : جنون و خوره و لك پيسى شدند . مرض خوره تا الساعه موروثى آنان شده است . گروهى از موثقين نقل كرده‌اند كه وقتى متوكل دستور داد تا قبر امام حسين را كشت و زرع نمايند و آب را از نهر علقمه به آن قبر ببندند زيد و بهلول ( كه بحسب ظاهر ) مجنون بودند متوجه كربلا شدند . ناگاه ديدند : قبر امام حسين بقدرت خدا در هواء معلق است ! ! زيد گفت : دشمنان در نظر دارند : نور خدا را با دهانهاى خود خاموش كنند ولى خدا نمىپذيرد مگر اينكه نور خود را كامل نمايد . و لو اينكه در نظر كفار ناپسند باشد . زيرا آن كشاورز هفده مرتبه قبر امام حسين را شخم كرد و قبر آن حضرت همچنان به حال اوليهء خود باز ميگشت . هنگامى كه آن كشاورز به اين معجزه نظر كرد به خدا ايمان آورد و گاوها را رها نمود . وقتى متوكل از اين جريان آگاه شد